این روزها، خیلی ها به جمع «عدالتچی ها» پیوسته اند و بدجور دارند در باب «عدالت» سخن می گویند. البته خیلی هم خوب است. خدا را شکر که بالاخره «عدالت» تبدیل به «موضوع قابل بحث» شد. اما مسئله اینجاست که تمام این حرف و حدیث ها به فعل «نیست» ختم می شوند؛

به علت «ضیق وقت»، عدالت تعطیل استعدالتخانه - گروه تحلیل سیاسی
روح الله رشیدی


از عادات ایرانی جماعت این است که «رد کردن» را خیلی خوب بلدند. برای ما ایرانی ها، «رد کردن» مانند سر کشیدن یک لیوان آب است. ما، از شنیدن این «رد کردن»ها، هیجان زده می شویم. «رد کردن» برای همه ی ما جذاب است. فعلِ «نیست» رایج ترین فعل در گفتار ماست... 

                                                                                                                                ***

آقای دکتر...، اقتصاددان و استاد دانشگاه، دو ساعت در یک جمع دانشجویی سخنرانی کرد. موضوع سخنرانی «بررسی ابعاد عدالت در اقتصاد» بود. مشتاقانِ فهم معنای «عدالت اقتصادی» با چشمان مسلح و گوش های تیز، منتظر بودند تا بالاخره شاید از زبان این اقتصاددان مشهور و منتقد، «تعریفی از عدالت» را شنیده و به غائله ی «ابهام در معنای عدالت» پایان دهند.

دو ساعت گذشت. استاد، همه ی برداشت های مقدم و موخر از عدالت را مردود اعلام کرد. مخصوصاً آنچه امروز از آن به «عدالت» تعبیر می شود را به شدت محکوم نموده و ثمره ی چنین برداشتهایی را از عدالت، گسترش فقر و بی عدالتی اعلام کرد. او، گفت و گفت و گفت تا اینکه، به علت «ضیق وقت»، نتوانست به هدف اصلی جلسه، که همانا ارائه ی شناخت از ابعاد عدالت اقتصادی بود، برسد. پس جلسه را ترک کرده و در برابر پرسش های متعدد حاضرین در باب «چیستی عدالت» به شکلی کاملاً سرپایی، چنین فرمود که: «این موضوع، نیاز به بحث مفصل دارد». این در حالی است که همواره، زمانی که بحث به این نقطه می رسد، با «ضیق وقت» مواجه شده و آرزوی تشکیل جلسه ای مفصل را می کنند... قطعاً همه ی ما و شما بارها و بارها در محضر چنین اساتیدی توفیق حضور یافته ایم. 

                                                                                                                                ***

این روزها، خیلی ها به جمع «عدالتچی ها» پیوسته اند و بدجور دارند در باب «عدالت» سخن می گویند. البته خیلی هم خوب است. خدا را شکر که بالاخره «عدالت» تبدیل به «موضوع قابل بحث» شد. اما مسئله اینجاست که تمام این حرف و حدیث ها به فعل «نیست» ختم می شوند؛ «عدالت، گداپروری نیست»، «عدالت، اقتصاد صدقه ای نیست»، «عدالت، توزیع سهام عدالت نیست» و...

بله، عدالت اینها نیست. نه تنها اینها نیست، بلکه خیلی چیزهای دیگر هم نیست. مثلاً دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی معتقد است مه «عدالت، برابری نیست». همکلاسی او نیز بر این باور است که «عدالت، پفک نمکی نیست».

و بدین ترتیب، همه فهمیدیم که «عدالت، چه نیست». خب، بعدش چه؟

دقیقاً به اینجا که می رسیم، با «ضیق وقت» مواجه می شویم. و این «ضیق وقت»، سی سال است که مجال پاسخ به این پرسش را که «عدالت، چه است؟» از ما گرفته است

                                                                                                                                ***

یک زمانی بود که اساساً چیزی به نام «عدالت» برای هیچکدام از «عدالتچی های امروز» مسئله نبود. و حال که به شکلی کاملاً جبری و علیرغم میل خود، هل داده شده اند در این مقوله، باز هم برایشان مسئله نیست که «عدالت چه است یا چه نیست». به زعم آنها، گور پدر عدالت. عدالت کیلویی چند؟

مسئله این است که «من باید حرف بزنم». »کار من، حرف زدن است». «اگر حرف نزنم، دیده نمی شوم، تیتر روزنامه ها نمی شوم». و اگر اینگونه باشد، یعنی «نیستم». و این وحشتناک است.

من استاد دانشگاهم. اقتصاد می دانم. کارشناسم. منتقدم. سی سال است تدریس علم اقتصاد می کنم. اما نمی توانم دو فقره جمله ی اثباتی در تعریف «عدالت اقتصادی» بدست دهم...

تنها و تنها «رد می کنم». کاری که حتی یک بچه دبستانی نیز بر آن قادر است. راستی چه تناسبی میان این همه اسم و رسم پرطمطراق و این نفی کردنهای بچگانه وجود دارد؟ ما که با دیدن این بزرگان، به یاد آن مَثل معروف می افتیم که «کوه، لرزید و غرید و یک بچه موش زایید».

ای کاش، قضیه به همینجا ختم می شد. ولی اینها نه تنها «نمی توانند»، بلکه «نمی خواهند بپذیرند که نمی توانند» و لااقل «تعاریف حداقلی از عدالت» را هم برنمی تابند. نمی خواهند اعتراف کنند که «نمی دانند عدالت چیست».در نتیجه به دام سفسطه می افتند و بازی با کلمات را پیشه می کنند و سوار بر موج جامعه، به نفی تعاریف موجود می پردازند.

اینان در مسیر «نفی مطلق همه چیز» آنقدر پیش می روند که حتی در نیمچه باورِ گذشته ی خود نیز تردید می کنند.

نقل از عدالتخانه

دسته ها : سیاسی
چهارشنبه چهارم 10 1387

خاخام قدیمی‌ترین کنیسه یهودیان در شیکاگو و یکی از لیبرال‌هایی که در منطقه هاید پارک ساکن بود، از طرفداران اوباما است. وی درباره اوباما می‌گوید: اوباما به نوعی یک یهودی است. تفکر او یهودی است. حتی کاریزمای او جنبه یهودی دارد. من احساس می‌کنم که اوباما یکی از خود ما یهودیان است.

obama

 بسیاری از جمله تعدادی از یهودیان معتقدند رئیس جمهور جدید امریکا که با حمایت یهودیان خود را تا سمت ریاست جمهوری بالا کشاند قبل از اینکه اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا باشد، اولین رئیس جمهور یهودی آمریکا است. 


به گزارش عدالتخانه به نقل از فارس، پایگاه خبری "شیکاگو جوئیش نیوز" در گزارشی به 
روابط بسیار خوب "باراک اوباما" رئیس جمهور جدید آمریکا با لابی یهودیان در آمریکا اشاره کرده است که متن این گزارش در ذیل آمده است. 

خاخام "آرنولد ژاکوب وولف"،(Rabbi Arnold Jacob Wolf) خاخام قدیمی‌ترین کنیسه یهودیان در شیکاگو و یکی از لیبرال‌هایی که در منطقه هاید پارک ساکن بود، از طرفداران اوباما است. وی درباره اوباما می‌گوید: 
اوباما به نوعی یک یهودی است. تفکر او یهودی است. حتی کاریزمای او جنبه یهودی دارد. من احساس می‌کنم که اوباما یکی از خود ما یهودیان است

خاخام وولف می‌افزاید: 
اوباما بخشی از دنیای یهود است

"آبنر میکوا" (Abner Mikva)، نماینده سابق شیکاگو در کنگره آمریکا، قاضی فدرال و مشاور "بیل کلینتون"، رئیس جمهور پیشین آمریکا در کاخ سفید می‌گوید "من معتقدم که پس از پایان دوره "باراک اوباما"، رئیس جمهور جدید آمریکا، 
مردم خواهند گفت که اوباما اولین رئیس جمهور یهودی آمریکا بود." 

میکوا که به مدت چندین دهه یکی از شخصیت‌های قدرتمند دموکرات در سطح ایالتی و ملی بود، یکی از تحسین‌کنندگان سناتور اوباما در سال 1990 بود؛ زمانی که وی تلاش کرد اوباما را به عنوان یک دانشجوی بسیار خوب و رئیس نشریه "بازبینی قانون هاروارد" (Harvard Law Review) در دانشگاه هاروارد به خدمت بگیرد. 

اما اوباما درخواست او را رد کرد و گفت که قصد دارد به شیکاگو رفته و برای احراز سمت‌های دولتی تلاش کند. 

از آن زمان تاکنون حمایت و پشتیبانی میکوا از نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری که سرانجام وی رئیس جمهور آمریکا شد، نوسان پیدا نکرده است. میکوا یکی از یهودیان ذی‌نفوذ شیکاگو است که از همان ابتدا از حامیان سرسخت اوباما بوده است. 

یکی از ناظران با سابقه یهودی در صحنه سیاسی که نخواست نامش فاش شود گفت: 
یهودی‌ها اوباما را تا اینجا رساندند. هر زمان که شما نگاه کنید، یهودی‌ها حضور داشتند

"جیمز بسر"، روزنامه‌نگار روزنامه آمریکایی "واشنگتن پست" در گزارشی در هفته‌نامه "نیویورک جوئیش ویک" نوشت که اوباما به گونه‌ای عمل می‌کند که گویی کلیدهای خیابان "پنسیلوانیا 1600" در دستان یهودیان است. (کاخ سفید در خیابان پنسیلوانیا 1600 واقع شده است). 

"پاول گرین"، استاد دانشگاه "روزولت" و کارشناس با سابقه سیاسی معتقد است: رای یهودیان به دلیل ایالت‌هایی که آنها حضور دارند، بسیار مهم است. در حالی که یهودیان فقط 3 درصد جمعیت رای‌دهندگان را تشکیل می‌دهند، رای‌ آنها سهم بیشتری را در مقایسه با تعداد رای‌های سایر گروه‌هایی که در ایالت‌ها جمع شده‌اند، دارد. 

لوین، مشاور اوباما گفت: اوباما می‌خواهد که مردم بدانند که وی چه سابقه‌ای داشته و او چه قدر به یهودیان نزدیک است. 

اوباما در سال 2004 به خبرگزاری "جوئیش تلگراف" گفت: 
برخی از طرفداران سرسخت من از یهودیان در شیکاگو هستند

این گفته اوباما یک مبالغه نبود. 

بنابراین گزارش، اوباما پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه "کلمبیا" برای اولین بار در سال 1985 به شیکاگو رفت و حدود سه سال به عنوان موسس یکی از انجمن‌ها فعالیت کرد. در سال 1988 اوباما شیکاگو را به مقصد دانشکده حقوق هاروارد ترک کرده و در همان سال "نیوتن مینو"( Newton Minow)، یک دلال قدرت یهودی دموکرات را ملاقات کرد. مینو به عنوان رئیس کمیسیون ارتباطات مرکزی "جان اف کندی"، رئیس جمهور سابق آمریکا مشغول به کار بوده و اکنون مشاور ارشد شرکت "سیدلی آوستین" است. 

"مارتا مینو"، دختر نیوتن مینو و استاد دانشگاه در دانشکده حقوق هاروارد بود. نیوتن مینو که دختر خود را یهودی متعصب می داند، گفت: مارتا در سال 1988 با من تماس گرفت و گفت که بهترین دانشجوی وی می‌خواهد تابستان خود را در شیکاگو بگذارند. مارتا از من خواست تا با او ملاقات کنم. 

اوباما پس از ملاقات با نیوتن مینو به عنوان کارآموز در شرکت سیدلی مشغول به کار شد. وی در این شرکت با "میشل رابینسون" ملاقات کرده و این دو با هم در سال 1992 ازدواج کردند. مینو دومین دوره کارآموزی را به اوباما پیشنهاد کرد و به او گفت که وی در آن شرکت یک شغل دائم خواهد داشت. اما اوباما پیشنهاد او را رد کرده و گفت که قصد دارد در یک سمت دولتی یا سیاسی مشغول به کار شود. 

اما از آن زمان تاکنون مینو و همسرش رابطه نزدیک و دوستانه‌ای را با زوج اوباما داشته و از آنها در زمینه سیاسی حمایت کرده‌اند. 

نیوتن مینو گفت: ما اوباما را به بسیاری از دوستان خود معرفی کرده و حمایت‌های مالی بسیاری را برای او جذب کردیم. اگر شما به دور و بر او نگاه کنید دوستان یهودی بسیاری را همراه او پیدا خواهید کرد.
 اوباما میانه بسیار خوبی را با یهودیان و ارزش ها و منافع آنها دارد

وی معتقد است: برخی از یهودیان از هیلاری کلینتون در برابر اوباما در رقابت‌های انتخابات مقدماتی انتخاب ریاست جمهوری آمریکا حمایت کردند. این به این دلیل بود که انها اوباما را به خوبی نمی‌شناختند. آنها مدت‌ها بود که به کلینتون‌ها وفادار بودند و نکته این نبود که آنها درباره اوباما نگرشی منفی داشته باشند. در اصل آنها به جای دیگری تعهد داشتند. 

اوباما به همراه خانواده خود در "هاید پارک" شیکاگو سکنی گزید و سپس به عنوان یک سخنران معروف در دانشکده حقوق شیکاگو مطرح شد. آبنر میکوا که اوباما او را از دورانی که در واشنگتن بود می‌شناخت در آنجا تدریس می‌کرد. اوباما و میکوا در آنجا دوباره به هم نزدیک شده و اوقات بیشتری را با هم گذارندند. 

میکوا گفت: ما در آن زمان با هم صبحانه و نهار خورده و با هم درباره بسیاری از موضوعات به بحث و گفتگو نشستیم. 

اوباما در سال 1992 با تعدادی از حامیان یهودی خود در آینده ملاقات کرد که یکی از آنها "دیوید اکسلراد" معروف که خبرنگار روزنامه "شیکاگو تریبون" و دیگری "هارولد واشنگتن"، مشاور ارشد شهرداران شیکاگو به همراه "ریچارد دلی"، استراتژیست اوباما از سال 2002 تاکنون بودند. 

یکی از افراد پشت صحنه که از ابتدای عمر سیاسی اوباما نقش مهم یا مهم‌ترین نقش را ایفا کرده است، "بتیلو سالتزمن" (Bettylu Saltzman)، فعال لیبرال یهودی است که پدرش در کابینه "جیمی کارتر"، رئیس جمهور سابق آمریکا به عنوان وزیر اقتصاد ایفای نقش کرد. "فلیپ کلاتزنیک" (Philip Klutznick)، پدر بتیلو یکی از سران یهودیان بود که نقش بسزایی را در برآورده کردن اهداف اسرائیل بازی کرد

بتیلو که در ستاد انتخاباتی بیل کلینتون نیز مشغول به کار بود، گفت: در آن زمان این اندیشه به ذهن من خطور کرد که اوباما روزی رئیس جمهور خواهد بود. من به همسرم و بسیاری از مردم دیگر گفتم که او اولین رئیس جمهور سیاهپوست آمریکا خواهد بود. 

بتیلو اظهار داشت: 
من مطمئنا از کسی که مخالف اسرائیل باشد حمایت نمی‌کنم. اوباما در تمام مسائل مرتبط با اسرائیل مواضع مطلوبی دارد. او در این زمینه مانند هیلاری کلینتون و شاید محکمتر و پیشروتر از او است

بتیلو سالتزمن از اوباما در انتخابات سنا در سال 1996 که وی در آن برنده شد و همچنین در رقابت‌ برای کنگره در برابر "رابی راش" در سال 2000 که وی در آن شکست خورد، حمایت کرد. 

او سپس در سال 2002 اوباما را به گروهی از زنان در شیکاگو که "بانوانی که نهار می‌خورند" (Ladies Who Lunch) نامیده می‌شد، معرفی کرد. بسیاری از اعضای این گروه به حامیان اوباما تبدیل شدند. 

یک سال پس از آن بتیلو از اوباما خواست تا در راهپیمایی مخالف جنگ عراق که سالتزمن خود آن را سازماندهی کرده بود، ‌سخنرانی کند. سخنرانی اوباما در آن تظاهرات بعدها معروف شده و به محور فعالیت های وی برای حضور در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا تبدیل شد. 

سالتزمن تاکنون وقت خود را برای اوباما و حمایت از او اختصاص داده است. وی گفت: 
سفر اوباما به اسرائیل قبل از انتخابات ریاست جمهوری نشان داد که او چقدر در اسرائیل مقبولیت دارد

اوباما پس از اتمام کار خود در "پراجکت ووت" (Project Vote) در شرکت حقوق مدنی "دیویس،‌ ماینر، بارن‌هیل و گالاند" که توسط "جودسون ماینر"( Judson Miner) مدیریت می شد مشغول به کار شد.
 
اوباما حدود 10 سال برای شرکت ماینر کار کرد. زمانی که وی تصمیم به شرکت در رقابت‌های سنا گرفت، به صورت نیمه وقت برای این شرکت کار کرد. 

او بعدها به دلیل صرف بیشتر وقت برای سنا از شرکت ماینر خارج شد. اما از آن زمان به بعد شرکت ماینر که اوباما زمانی از کارمندان آن بود، یکی از حامیان مالی و غیرمالی اوباما بوده است. 

اوباما زمانی که در شرکت ماینر مشغول به کار بود با لیبرال‌های بسیاری آشنا شد. وی همچنین به هنگام تصدی خود در مجلس سنا طرفداران زیادی از جمله "ایرا سیلورستاین"، سناتور ایالت "ایلینویز" و یهودی ارتدوکس پیدا کرد که این دو مدتی را در یک دفتر در "اسپرینگفیلد" سپری کردند. 

سیلورستاین گفت که قبل از ملاقات وی با اوباما، اوباما اطلاعات زیادی را از یهودیان ارتدوکس نداشت. وی بارها با اوباما موضوع طرفداری از اسرائیل را مطرح کرد. 

سیلورستاین اظهار داشت: 
من اوباما را می‌شناسم و می‌توانم شهادت بدهم که او رویکردهایی به نفع اسرائیل دارد

زمانی که اوباما برای حضور در سنا تلاش می‌کرد، خاخام وولف که در قدیمی‌ترین کنیسه شیکاگو مشغول به فعالیت بود، حمایت‌های مالی قابل توجهی را برای اوباما جذب می‌کرد. 

همچنین اوباما در خویشاوندان خود تعدادی فرد یهودی دارد. 
خاخام "کیپرز فونی" در یکی از کنیسه‌ها در جنوب شیکاگو از خویشاوندان میشل اوباما است. وی از حامیان اوباما برای شرکت در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا بود. فونی همچنین با اوباما زمانی که او در سنا بود همکاری بسیار نزدیکی را داشت. 

فونی می‌گوید: من معتقدم که 
اوباما رابطه خوب و نزدیکی با اسرائیلی‌ها و یهودیان دارد و امیدوارم که یهودیان این نکته را درک کنند که آنها نباید از اوباما بترسند. 

"لستر کراون"، رئیس یکی از انجمن‌های یهودی است که به واسطه نیوتن مینو با اوباما آشنا شد. وی نیز از آن زمان تاکنون یکی از حامیان اوباما بوده است. "جیمز کراون"، پسر لستر رئیس بخش مالی ستاد انتخاباتی اوباما در ایلینویز بود. 

کراون گفت: 
من با اوباما بارها درباره اسرائیل صحبت کرده‌ام. او یکی از طرفداران سرسخت موضع دفاعی و امنیتی اسرائیل است

وی که قبل از ورود اوباما به عرصه سیاست اوباما را می‌شناخت، گفت: 
من می‌دانم که او کاملا طرفدار امنیت اسرائیل است

همچنین اوباما "ژرمیا رایت" (Jeremiah Wright)، کشیشی که با او به مدت طولانی آشنا بود به دلیل اظهارات ضد اسرائیلی محکوم کرده و روابط خود با او را قطع کرد. 

"جک لوین"، یک وکیل امور بین‌الملل و از حامیان اوباما معتقد است: من با اوباما سال‌ها درباره موضوعات مختلف کار کرده‌ام.
 اوباما یکی از حامیان سرسخت اسرائیل بوده است

وی می‌افزاید: 
رهبران یهودی در شیکاگو با تمام وجود از اوباما حمایت می‌کنند. ما می‌دانیم که او بهترین گزینه برای اسرائیل است

"آلن سولو" (Alan Solow)، رئیس سابق شورای روابط انجمن یهودیان که سال‌هاست اوباما را می‌شناسد، گفت: رویکرد کلی، بیانیه‌ها و رای‌های اوباما درباره اسرائیل نشان از موضع طرفدارانه او از تقویت روابط آمریکا-اسرائیل دارد. هیچ کسی نمی‌تواند اقدام خاصی را از اوباما بیابد که تردیدهایی را درباره موضع او درباره اسرائیل بوجود آورد. 

سولو افزود: ورای سیاست خارجی، موضع‌های اوباما با اکثریت جامعه یهودیان مطابق است.

 نقل از عدالتخانه

دسته ها : سیاسی
شنبه سیم 9 1387
خبرگزاری دانشجویان ایران - تهران
سرویس: بین‌الملل

یک سخنگوی وزارت دادگستری عراق اعلام کرد که خبرنگار عراقی که به پرتاب کفش‌هایش به سمت رییس‌جمهور نامحبوب آمریکا در جریان کنفرانس خبری با نخست وزیر عراق اعتراف کرده است، در دادگاه حاضر شد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، عبدلاستار بیرقدر، سخنگوی شورای عالی قضایی عراق عنوان کرد که منتظر الزیدی، خبرنگار تلویزین البغدادیه که به سوی جورج بوش، رییس‌جمهور آمریکا، کفش پرتاب کرد، به تهاجم علیه رییس‌جمهور متهم شده است.

قاضی این پرونده نیز اعلام کرده است که الزیدی همکاری خوبی در دادگاه داشته است. وی اما جزییات بیش‌تری از جلسه‌ی محاکمه ارایه نکرد.

بر اساس قوانین عراق، بی‌احترامی به رییس یک کشور خارجی، هفت سال زندان دارد.

بیرقدر گفت: الزیدی در حضور یک وکیل مدافع و دادستان در برابر قاضی پرونده حاضر شد و به کار خود اعتراف کرد.

دادگاه در پایان جلسه محاکمه تصمیم گرفت که الزیدی در بازداشت بماند و پس از این که قاضی کار تحقیق خود را در این باره به انتها برساند، احتمالا بر اساس بندی در قوانین کیفری عراق که بر اساس آن هر کس که درصدد قتل رییس‌جمهور عراق یا یک رییس‌جمهور خارجی باشد، باید مجازات شود، وی را به محاکمه خواهد فرستاد.

به گفته بیرقدر، چنین جرمی هفت تا 10سال زندان دارد.

برادر الزیدی به خبرگزاری رویترز اعلام داشته که وی پس از مورد ضرب و شتم قرار گرفتن از سوی نیروهای امنیتی به بیمارستان ابن سینای بغداد در منطقه‌ی الخضراء انتقال داده شد.

گفته می‌شود بازوان و قفسه سینه‌ی وی شکسته و چشمان و پاهایش جراحت برداشته‌اند. خبری از وضعیت امروز این خبرنگار منتشر نشده است.

از سوی دیگر کاخ سفید نیز اعلام کرد که رهبران عراقی باید در مورد اینکه الزیدی مجازات شود یا خیر تصمیم بگیرند.

دانا پرینو، سخنگوی کاخ سفید در این‌باره گفت: فکر می‌کنم که پرزیدنت بوش معتقد است که عراق یک کشور مستقل و دموکراتیک است و آنها خودشان بر اساس روند خودشان در این‌باره تصمیم خواهند گرفت. پرزیدنت بوش هیچ کینه‌ای به دل نگرفته است. ما واقعا از این مساله گذشته‌ایم.

وی در مورد بخشوده شدن این خبرنگار از سوی جورج بوش، رییس‌جمهور کنونی آمریکا، گفت: این امر به نوری المالکی برمی‌گردد و من واقعا نمی‌دانم که در قانون اساسی آنها در مورد عفو و بخشوده شدن چه نوشته شده است.

پرینو عنوان کرد: مالکی و دیگر خبرنگاران عراقی از طرف عراقی‌ها معذرت‌خواهی کرده‌اند و گفته‌اند که ما از یک مهمان این‌گونه پذیرایی نمی‌کنیم.

وزارت امور خارجه‌ی آمریکا نیز اعلام کرده که در صورت معلوم شدن این قضیه که الزیدی مورد ضرب و شتم قرار گرفته، حتما آن را محکوم خواهد کرد(آره جون ننت!!!).

رابرت وود، معاون سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی آمریکا، در این‌باره گفت: ما آشکارا هرگونه استفاده از زور غیرضروری را علیه آن خبرنگار محکوم می‌کنیم. نمی‌دانم که این اتفاق افتاده است یا خیر.
دسته ها : سیاسی
چهارشنبه بیست و هفتم 9 1387
X